در سفر دو سه خطي شعر نوشته بودم که تکميل و تقديمش کنم ...
بتدريج متوجه شدم که عمر سفر شديدا با دلتنگي ام برايت رابطه مستقيم
و با طاقتم رابطه معکوس دارد ..
و آرام آرام حس کردم که واژه ها و عبارات چقدر کوچک و حقيرند براي وصف حال من..
براي به تصوير کشيدن اندازه دلتنگي هايم ...
و براي به فرياد آوردن ضجه هاي دروني ام از بي توئي ...
و اين سخت آزارم ميداد تا اينکه ..
تا اينکه فهميدم بهترين راه هميشه مستقيم ترين راه است ..
و قوي ترين کلمات پايه اي ترين کلمات هستند ..
پس : عشق من .. دوستت دارم بي نهايت ..
و دلم برايت آنقدر تنگ است که هيچ واژه اي هم در آن نميگنجد ..
عزيز ترينم .. ميپرستمت .. بيشتر از جان و زندگي ..
و بيشتر از هميشه ..
همين !
0 نظر:
Post a Comment
خانه >>