موج عشقـت تو هـوا ، توي هـواي شهرمـا
از لاي شـلــوغــــي هــا ، از لابـــلاي آدمــــا
از توي خيابونا ، از کوچه و پس کـوچه ها
از مـيــون درهـــا و از شـيـشــة دريـچــه ها
مـي پـيـچــه ، مـيـگـذره ، رد ميـشـه ، مـيـاد
مـسـت و پـر غـــرور و طــوفـــنــده چـو بـاد
مـي خــوره بـه جــــون مــن کـه عــاشــقــــم
آخ دلــم چـنــد تـا چـقــدر تـو رو مـي خـــواد
گاهي مثل يک نسيـم ميـاد نـوازشـگـر و نـاز
گاهي طوفان ميشه و خونه مو ويرون ميکنه
گاهي جون مـيـده به من مثل خـداي مهـربون
گاهي مثل اين روزا هستي مو داغـون ميکنه
پشت هم مـوجـاي عشقـت به وجـودم ميـزنـن
مثل دريايـي به ساحـل ، با شکـوه و بي امان
برق عشقـت ميـزنه ، بارون عشقـت ميگـيره
باغ دل پـر مـيـشـه از گــلاي شـعــر ارغــوان
روز 10 فروردين 86
1 نظر:
اگه ميدونستي چند تا چقدر دلم ميخواد اين شعرهاي بي نظيرتو وقتي سرم رو زانوته و دستت رو موهام بشنوم. تو فرشته اي فرشته.
Post a Comment
خانه >>