تمام عمر عشق را از دور با حسرت مي ستودم
و فکر ميکردم که :
«دوست داشتن» بايد خيلي دوست داشتني باشد........
حتي دوست داشتني تر از « دوست داشته شدن»
.................................
بعد ...
يازده ماه از عمرم ، با تمام وجود، ديدم و حس کردم که :
«دوست داشته شدن » چقدر دوست داشتنيست ..
همقدر « دوست داشتن»
...........................
.امروز اما ،
ميدانم .. مطمئنم که:
اينها هر دو دوست داشتني هستند ..
اما ...
نه به قدر «دوست را داشتن » ....
.حتي اگر يازده ماه ............
0 نظر:
Post a Comment
خانه >>